محمود بن على خواجوى كرمانى
37
غزليات خواجوى كرمانى ( فارسى )
چون جهانى را برخ آرام جان مىآمدى * از جهان جان ندا جان و جهان مىآمدت در تكلّم لعل شيرينت چو مىشد درفشان * چشمههاى آب حيوان از دهان مىآمدت چون ميان بوستان از دوستان رفتى سخن * گاهگاهى نام خواجو بر زبان مىآمدت 67 [ از سر جان درگذر گر وصل جانان بايدت ] ش از سر جان درگذر گر وصل جانان بايدت * بر در دل خيمه زن گر عالم جان بايدت داروى درد محبّت ترك درمان كردنست * دُردى دردى بنوش ار زانك درمان بايدت دادهاى خاتم بدست ديو و شادروان بباد * وانگه از ديوانگى ملك سليمان بايدت راه تاريكى نشايد قطع كردن بىدليل * خضر راهى برگزين گر آب حيوان بايدت از سر يكدانه گندم در نمىآرى گذشت * وز براى نزهت دل باغ رضوان بايدت راه دريا گير اگر لؤلئى عمّانت هواست * دست دربان بوس اگر تشريف سلطان بايدت حكم يونان يابد آن كش حكمت يونان بود * حكمت يونان طلب گر حكم يونان بايدت دل بنا كامى بنه گر كام جانت آرزوست * ترك مستورى بده گر عيش مستان بايدت بىسروسامان درآ خواجو اگر دارى سرى * وز سرسر درگذر گر زانك سامان بايدت 68 [ ساقيا ساغر شراب كجاست ] ش ساقيا ساغر شراب كجاست * وقت صبحست آفتاب كجاست خستگى غالبست مرهم كو * تشنگى بىحدست آب كجاست دُردنوشان درد را بصبوح * جز دل خونچكان كباب كجاست همه عالم غمام غم بگرفت * خور رخشان مهنقاب كجاست لعل نابست آب ديده ما * آن عقيقين مذاب ناب كجاست تا بكى اشك بر رخ افشانيم * آخر آن شيشه گلاب كجاست به سكه آتش زبانه زد در دل * جگرم گرم شد لعاب كجاست از تف سينه و بخار خمار * جانم آمد بلب شراب كجاست دلم از چنگ مىرود بيرون * نغمهء زخمهء رباب كجاست بجز از آستان بادهفروش * هر شبم جايگاه خواب كجاست دل خواجو ز غصّه گشت خراب * مونس اين دل خراب كجاست